|
کم گوی و گزیده گوی چون در کز اندک تو جهان شود پر
|
|
|
|
||||
|
تصور کنید که همرا با دوستان خویش برای گردش به شمال رفته اید. حین شنا یکی از دوستان شما که با ورزش شنا آشنایی ندارد به کام موج فرومیرود و فریاد کمک بر می آورد. اگر شما با فن نجات غریق آشنا باشید و با این صحنه مواجه شوید ، چه کار میکنید؟ بلا فاصله دل به دریا میزنید و خودرا به او میرسانید تا نجاتش دهید یا میگوئید به من چه ربطی دارد . میخواست شنا نکند.
کوری را در خیابانی میبینید که عنقریب در چاله ای سقوط خوهدکرد و شما میتوانید اورا از افتادن به چاله نجات دهید. آیا میگذارید به مسیر خویش ادامه دهد یا به دادش میرسید و نجاتش میدهید؟ همچنین میدانیم که سقوط معنوی خطرناک تر و کشنده تر از آسیب های دنیویست. واقعیت اینست که در یک جامعه سالم اسلامی همه در برابر هم مسئولند. اگر میتوانید انسانی را از غرق شدن در امواج گناه نجات دهید و روحی را از مرگ معنوی رهائی بخشید وظیفه انسانی شما اینست که که هر چه در توان دارید به کار بندید. نمیتوانید گسترش گناه را در جامعه ببینید و ساکت بمانید و بگوئید به من مربوط نیست. اگر بینی که نابینا و چاه است اگر خامش بنشینی گناه است
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم آذر 1384ساعت 13:7 توسط سید عبد الله حسینی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
مدل کره زمین را رو بروی خود بگذارید. شما انگشت خود را بر هر نقطه ای بگذارید ، آن نقطه هم میتواند آخر زمین باشد و هم آغاز آن.
زندگی مثل زمین گرد است. اگر شما از بازیهای روز گار به نقطه ای از زندگی رسیدید که فکر میکنید اخر دنیاست اشتباه میکنید، زیرا ممکن است همان نقطه آغاز دنیا باشد و دریچه های لطف الهی از همان نقطه بروی شما باز شود. به لطف عمییم کردگار ایمان بیاوریم و تا به آخر دنیا نرسیم
+
نوشته شده در سه شنبه یکم آذر 1384ساعت 15:37 توسط سید عبد الله حسینی
|
|
|||||
|
|||||