|
کم گوی و گزیده گوی چون در کز اندک تو جهان شود پر
|
|
|
|
||||
|
آهن و آتش هرکدام خصوصیات فیزیکی مخصوص خودرا دارند. آهن جسمیست سخت، سرد و مات. آتش نیز درست نقطه مقابل آهن، داغ، روشن و سیال.
این دو اگر میلیارد ها سال جدا از هم بمانند در همدیگر تاثیر نمیگذارند. اما همین آهن سخت و سرد و مات را فقط چند دقیقه به آتش نزدیک کنید و آنوقت به آن دست بزنید. خواهید دید که آهن دیگر سرد نیست . مقداری گرم شده است. اما هنوز دست تان را نمیسوزاند. حال آهن را برای مدت بیشتری در داخل آتش قرار دهید و بردارید . آنوقت خواهید دید که آتش اگر چه هنوز سخت و مات است اما اینقدر داغ شده است که به آن نمیتوانید دست بزنید. اگر همین آهن پاره را برای مدت بیشتری در درجه حرارت بیشتری قرار دهید خواهید دید که آهن سخت و سرد و مات تبدیل میشود به مایعی سیال و داغ و روشن. چه اتفاقی افتاده است؟ آهن با تقرب به آتش خصیات خود را از دست داده و حصوصیات آتش را بدست آورده است. بعبارت دیگر آهن آتشگونه شده است. خداوند و انسان نیز هر کدام خصوصیات خودشان را دارند. خداوند علیم، کریم، مهربان و آمرزنده است. انسان نیز جاهل و بخیل کینه توز و انتقام جوست. نه آتش از خداوند تاثیر گذار تر و نه انسان از آهن تاثیر پذیر تر ند. انسان هرچه به خداوند نزدیک تر شود خصوصیات خودش را از دست میدهد و صفات الهی را بدست می آورد. تا آنجا که انسان مثل خداوند کریم و رحیم و مهربان میشود . از خطاهای دیگران میگذرد. با انسان های دیگر با رافت و عشق و مهربانی رفتار میکند. و از آگاهی ها ی ویژه ای بر خوردار میشود. با تقرب به پروردگار در او فانی شویم و صفات او را بدست آوریم. خدا گونگی یعنی همین.
+
نوشته شده در پنجشنبه یکم دی 1384ساعت 14:55 توسط سید عبد الله حسینی
|
|
|||||
|
|||||