تبليغاتX
لب کلام - لطفت را دريغ نکن

لب کلام

کم گوی و گزیده گوی چون در کز اندک تو جهان شود پر

لطفت را دريغ نکن

روزی مردی عقربی را ديد که درون آب دست و پا می زند. او تصميم گرفت عقرب را نجات دهد اما عقرب انگشت او را نيش زد.

مرد باز هم سعی کرد تا عقرب را از آب بيرون بياورد. اما عقرب بار ديگر او را نيش زد. رهگذری او را ديد و پرسيد:« برای چه عقربی را که نيش می زند نجات می دهی؟» مرد پاسخ داد:« اين طبيعت عقرب است که نيش بزند ولی طبيعت من اين است که عشق بورزم. چرا بايد مانع عشق ورزيدن شوم فقط به اين دليل که عقرب طبيعتا نيش می زند.

عشق ورزی را متوقف نساز. لطف و مهربانی خود را دريغ نکن. حتی اگر ديگران تو را بيازارند.

+ نوشته شده در  جمعه بیستم آبان 1384ساعت 18:33  توسط سید عبد الله حسینی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin